X
تبلیغات
رایتل

نگران تصادف با پورشه نباشید

دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1395 ساعت 07:49 ب.ظ

چند روز است که تصویرنوشته‌ای با عنوان «با چه خودروهایی تصادف نکنیم» در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، این تصویر خسارت وارده به آینه و سپر و  بعضی جزئیات برخی خودروهای نجومی را تا چند ده میلیون برآورد می‌کند. این نگرانی تا چه اندازه بجاست؟

تا همین چند ماه پیش، این نگرانی کاملا درستی بود، در تصادف با خودروهای نجومی، طرف مقصر باید همه خسارت را جبران می‌کرد، حتی اگر آن خسارت سرسام آور می‌بود. در بهار امسال قانون جدیدی راجع به خسارت‌های ناشی از تصادفات رانندگی تصویب شد و این وضعیت را تغییر داد. نام آن «قانون بیمه اجباری خسارات واردشده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه» است.

 تبصره‌های ۳ و ۴ ماده ۸ این قانون از این قرار است: «تبصره۳ـ خسارت مالی ناشی از حوادث رانندگی صرفاً تا میزان خسارت متناظر وارده به گرانترین خودروی متعارف از طریق بیمه نامه شخص ثالث و یا مقصر حادثه قابل جبران خواهد بود.

تبصره۴ـ منظور از خودروی متعارف خودرویی است که قیمت آن کمتر از پنجاه درصد (۵۰%) سقف تعهدات بدنی که در ابتدای هر سال مشخص می شود، باشد».

این قانون چه می‌گوید؟ بگذارید با یک مثال توضیح دهم.  در سال 1395 دیه مرد در ماه حرام (یعنی سقف تعهدات بدنی) حدود 253 میلیون تومان است، پس در نتیجه در سال 1395 قانون هیچ خودروی تصادف‌کرده‌ای را گران‌تر از ۱۲۶ میلیون‌ تومان فرض نمی‌کند. مثلا شما با یک خودروی پورشه تصادف می‌کنید. قیمت این پورشه ۱ میلیارد و ۲۶۰ میلیون تومان است. شما مقصر هستید و چیزی نزدیک به  ۶۰ میلیون‌ تومان خسارت وارد کرده اید. بر اساس ماده ۸ قانون جدید، قیمت پورشه ۱۲۶ میلیون تومان فرض می‌شود (یک دهم قیمت واقعی آن) و خسارت نیز متناسب با آن کاهش می‌یابد، یعنی یک دهم میزانی که خسارت زده اید. نه شما و نه شرکت بیمه شما و نه هیچ کس دیگری ملزم نیست بیش از ۶ میلیون تومان از خسارت پورشه‌سوار را جبران کند.

پس ۵۴ میلیون تومان باقی مانده از کجا باید جبران شود؟ از جیب صاحب خودرو! به نظر نگارنده این قانون کاملا عادلانه است. افرادی که مثل متعارف جامعه زندگی نمی‌کنند باید خسارت خطرهایی را که برای افراد متعارف ایجاد می‌کنند، شخصا تقبل کنند. 

قانون ساده پوشش بیمه‌ای خسارت مالی به خودروهای گران‌‌قیمت در ایران این است: در تصادف با خودروهای نجومی بیشتر از یک بیستم قیمت آن خودرو خسارت نزنید.

پی‌نوشت: این را هر خودروسواری می‌داند که بیمه‌ها تا سقف مشخصی از خسارات مالی شخص مقصر را پرداخت می‌کنند. بر اساس قانون این مبلغ کمتر از ۲.۵ درصد دیه مرد در ماه حرام نیست و هیچ شرکت بیمه‌ای نیز بیش از همین مبلغ را پوشش نمی‌دهد. یعنی در سال ۱۳۹۵ کمی بیشتر از 6 میلیون تومان خسارات مالی فرد مقصر را بیمه می‌پردازد.

اهمیت چگونگی معرفی خود: نماینده منطقه یا نماینده ملت؟

یکشنبه 5 دی‌ماه سال 1395 ساعت 02:22 ب.ظ

این روزها بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و نمونه خلافی ندیده ام که مرتکب این اشتباه نشده باشد؛ اشتباه در این که خود را نماینده مردم حوزه انتخابیه خود می‌دانند: نماینده مردم شریف اصفهان در مجلس، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، نماینده مبارکه، نماینده بروجن و الخ. بر اساس قانون اساسی، نماینده مجلس، نماینده ملت ایران است، نه فقط نماینده حوزه انتخابیه خود. بنابراین به همه نمایندگان محترم پیشنهاد می‌کنم نیمرخ (پروفایل) خود در شبکه‌های اجتماعی را این گونه تصحیح کنند: نماینده ملت شریف ایران از حوزه انتخابیه...

این در ظاهر امر بی‌اهمیت و ملانقطی‌بازی است، اما در بلندمدت به بهبود تصور ملی از نمایندگی مجلس شورای اسلامی (در برابر تصور منطقه‌ای از این مهم) می‌انجامد. فردی که خود را نماینده ملت خطاب کند، در تصمیم‌گیری‌، نطق، اظهار نظر، پیشنهاد و انجام وظیفه خود را در یک موقعیت ملی و نه منطقه‌ای خواهد دید. 

شازده کوچولو، بازروایت پادشاه در قرن بیست و یکم

جمعه 9 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 10:29 ب.ظ

برای دیدن انیمیشن شازده کوچولو (مارک آزبورن، ۲۰۱۵)  تردید داشتم. آیا فیلم می‌توانست چیزی بیش‌تر از کتاب داشته باشد؟ کتاب شازده کوچولو پر است از استعاره‌هایی که باید به آن‌ها فکر کرد. پرکاربردترین استعاره برای نگارنده، به خاطر رشته ام، استعاره پادشاه است. پادشاهی که شنلش تمامی اخترک را پر کرده است. فراوان به فرمان عاقلانه پادشاه ارجاع داده ام. پادشاه به شازده کوچولو می‌گوید: «ما حق داریم مردم از ما اطاعت کنند، چون فرامین ما عاقلانه است». درباره دیگر جزئیات استعاره پادشاه توضیح نمی‌دهم، یا آن را خوانده اید و بهتر از من می‌توانید به آن فکر کنید، یا آن را نخوانده اید که توصیه می‌کنم فردا صبح همزمان با باز شدن کتابفروشی‌های شهرتان آن را بخرید و فرداشب بعد از تمام شدن کارتان بخوانیدش. (ترجمه شاملو، ملیح و دل‌نشین است، اما برای خواندن در بار اول توصیه نمی‌کنم. در جاهایی از متن دست برده است).

آزبورن در اثر خود، روایتی امروزین از پادشاه ارائه می‌دهد. خبری از آن شنل دست و پاگیر نیست، پادشاه آسانسورچی دم و دستگاه تاجر شده است. با رعایت کرامت انسانی، رعیت‌ها را به طبقه مورد نظر می‌رساند. حتی اگر رعیتی خواستار یک طبقه غیر متعارف باشد، در ابتدا کمی متعجب می‌شود، اما با رعایت تشریفات و در صورت امکان این خواسته را نیز برآورده می‌کند. به هر حال شهروندان در چارچوب آسانسور(ی که کارمندان را به طبقه مورد نظر در ساختمان تاجر می‌ٰرساند) در انتخاب آزادند. این موجزترین استعاره‌ای است که از دولت تنظیم‌گر امروزی می‌توان ارائه داد.

  فیلم را در کل دوست داشتم، همه به خواندن شازده کوچولو محتاجیم و وقتی آدم بزرگ می‌شویم، محتاج‌تر.

انحصار و آزادی: تناقض بازار وکالت در ایران

چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 12:22 ق.ظ

بازار وکالت ایران یکی از متناقض‌ترین‌ها در نوع خود به حساب می‌آید. وکلای حرفه‌ای بر اساس آزمونی سالانه گزینش می‌شوند. این آزمون، ماهیتی رقابتی دارد و برای ورود به حرفه وکالت وجود سطح خاصی از دانش کفایت نمی‌کند، بلکه شما باید در جمع ۱۰ یا ۵ درصد برتر شرکت‌کنندگان قرار بگیرید تا پروانه وکالت دریافت کنید. کانون وکلا و قوانین وکالت در ایران، هیچ‌گونه امکانی برای وکالت دادگستری توسط شرکت‌های بیمه، موسسات خیریه، کلینیک‌های حقوقی دانشگاه‌ها، یا سایر شرکت‌های ارائه خدمات حقوقی تدارک ندیده اند. پوشش رایگان وکالت برای افراد آسیب‌پذیر، محدود به کسانی است که تمکن مالی کافی ندارند و در عین حال همین پوشش نیز بسیار اندک است و جوابگوی همه موارد نیست. آبای کانون وکلا در توجیه این انحصار، همواره به لزوم تضمین کیفیت خدمات وکالتی استدلال می‌‌کنند. البته در بعضی بازارها انحصار، شرط ضروری و به مصلحت مردم است.

نکته این‌جاست: وقتی یکی از ارکان بازار توام با انحصار باشد، استفاده از قواعد بازار آزاد و رقابتی در آن بی‌معناست. بر خلاف این قاعده اقتصادی، اگرچه عرضه خدمات وکالت در ایران در انحصار کانون وکلای دادگستری است، اما تعیین تعرفه‌ها کاملا آزادانه صورت می‌گیرد. البته برای خدمات وکالتی، تعرفه‌ای دولتی وجود دارد، اما این تعرفه بسیار مختصر است و به تفصیل و دربرگیرنده همه خدمات نیست. وکلا و شهروندان نیز مجاز به توافق بر سر نرخ‌های بالاتر از تعرفه‌ها هستند. کانون وکلا تنها راه تضمین کیفیت خدمات را ایجاد انحصار مبتنی بر آزمون می‌داند و در عین حال کوچک‌ترین دابی برای حفظ حقوق شهروندان ندارد. آخرین بار که رئیس سابق قوه قضائیه تعرفه‌ای را ابلاغ کرد با سرمقاله استهزاآمیز آقای مهدوی نجم‌آبادی، مدیر مسئول مجله وکالت، مواجه شد.

دوست عزیزی در یکی از شبکه‌های اجتماعی سخن از ایجاد جنبش وکلای تعرفه‌کار گفته بود: این که وکلای شریفی را که تنها بر اساس نرخ تعرفه کار می‌کنند به مردم معرفی کنیم. تغییری از راس مدیریت کانون وکلا ایجاد نمی‌شود، اما اگر به اندازه کافی وکلای شریف و با تعهد اجتماعی وجود داشته باشند، قطعا این جنبش به نتیجه خواهد رسید.

وطن کجای مناسبات انسانی است؟

شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 10:07 ب.ظ

پست دیشب با تمام توضیحاتی که در کامنت‌ها داده شد، واکنش منفی زیاد داشته است.  چند نکته:

۱- وطن، مفهوم اعتباری است. قراردادی است بین انسان‌ها که به اندازه یک قرارداد می‌تواند ارزش داشته باشد.

۲- آیا وطن ارزش ارزش‌ها و مهم‌ترین ارزش است؟ مسلما نه. اما از چه چیزی برتر است و از چه چیزی برتر نیست؟ باید بدانیم وطن برای چه چیزی درست شده است. رابطه انسان و وطن، شبیه رابطه برگ و ریشه است، یکی به دیگری آب می‌رساند و دیگری به آن یکی غذا و زمینه زندگی. هر برگی محصول تلاش برگ‌های قبلی است و برگ‌های بعدی را می‌سازد، هر چند تنها تلاش مجموعه برگ‌هاست که موثر می‌شود ویک برگ به تنهایی اثر ندارد. تنها نقطه افتراق این تمثیل این است که رابطه انسان و وطن این قدر واقعی نیست، اعتباری است. اعتباری بودن این رابطه است که به انسان حق انتخاب می‌دهد. آیا این اعتباری بودن به کلی وطن را بی‌ارزش می‌کند؟

۳- من می‌توانم لیلا رجبی را بفهمم. رابطه محبت‌آمیز انسانی از پیچیده‌ترین پدیده‌های هستی است: وقتی برای دو نفر ناهم‌زبانی نیز مانع این رابطه نشده و به قول مولانا آن جزو مناسب در وجودشان رابطه‌ای را رقم زده است، مسلما مفهوم وطن نمی‌تواند آن قدر بصرفد. وطن خلق شده تا به انسان خدمت کند و ظرفیت عمل علیه انسانیت را نخواهد داشت: تیغ وطن علیه عشق، علیه کرامت انسانی، علیه آرامش بشری نمی‌برد. اگر میلاد بیگی نیز عاشق کسی شده بود، اگر میلاد بیگی جانش در خطر بود، اگر آزادی میلاد بیگی برای تکواندو در ایران سلب شده بود، من می‌توانستم او را بفهمم، اما وضعیت فعلی را درک نمی‌کنم.

۴- این که من سعی می‌کنم با مصداق‌های ملموس وعینی حرف بزنم، به این معنا نیست که با مهم‌ترین مصادیق صحبت می‌کنم. بعضی گمان کرده اند که من به خاطر خدشه‌دار شدن غرور کاذب ملی ام آن پست را نوشته ام! جل‌الخالق! رفتار میلاد بیگی اولین رفتار از این دست نبوده، مهم‌ترین آن هم نبوده است. مهم‌تر از کسانی که در بهترین دانشگاه‌های ایران به رایگان تحصیل می‌کنند و در اوج کارآیی برای اقامت دائمی و کار به کشوری دیگر مهاجرت می‌کنند نیست. ورزش المپیکی نمادی از وضعیت حاکم بر کشور ماست و یک نشان‌گر مهم برای تصمیم‌گیری‌های آتی. ورزش المپیکی می‌تواند به من نابخردی مدیریت را بفهماند که بهترین مربی کشورش را استخدام نمی‌کند، تا او به کشور دیگری برود و در عین حال می‌تواند به هم‌ریختگی نظام اولویت و رتبه‌بندی ارزش‌های نسلم را بفهماند که به خاطر پول یا زحمت‌ کم‌تر، بدون این که انسانیت او مورد تهاجم قرار گرفته باشد، به تمام خدماتی که تاکنون به او شده پشت می‌کند و می‌رود.

۵- ژست جهان‌‌وطنی گرفتن در این مقوله مضحک است. این را مفصل توضیح خواهم داد که چرا وطن‌‌دوستی در شرایط کنونی بشردوستانه‌ترین و صلح‌آمیزترین انتخاب انسانی است، اما این که بگوییم به مرزها اعتباری نیست، پس جدیشان نگیریم، وقتی قابل اعتناست که شما از زیر این بیرق به زیر بیرق دیگری نروی. اگر میلاد بیگی با پرچم کمیته بین‌المللی المپیک در مسابقات شرکت می‌کرد، می‌توانستم به فاهمه سیاسیش احترام بگذارم، بالاخره او درکی متفاوت از مفهوم وطن دارد. اما او جایی که او را و گذشته‌اش را ساخته و بخش زیادی از توانایی‌های امروزش را مدیون آن است رها کرده تا جای دیگری را انتخاب کند که تا امروز کمترین هزینه‌ای برای او نکرده است!

زیاده درد سر است.

برچسب‌ها: وطن، انسانیت، جهان‌وطنی
( تعداد کل: 82 )
<<    1       2       3       4       5       ...       17    >>