X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • خدای کوچک یا خدای بزرگ (چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1394 22:15)
    چند روز پیش با دوست متفقهی درباره مفهوم خدا صحبت می‌کردیم. این رفیق شفیق به نکته دقیقی از تصویر نادرستی که اتفاقاً دین‌داران از خدا ساخته اند اشاره می‌کرد. می‌گفت خدا به همان اندازه که بزرگ است، نظام گسترده‌ای برای ارزیابی اخروی انسان‌ها دارد. این که گمان کنیم خداوند صرفاً در یک چارچوب محدود از نظام ارزشی که ما بدان...
  • تقاضای هم‌فکری برای واژه‌گزینی، Paralegal /پارالگال (پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394 07:09)
    *مختصر و مفید* پارالگال به کسانی گفته می‌شود که دانش حقوقی دارند، اما نه در حدی که شخصاً به عنوان وکیل مسئولیت یک پرونده را به عهده بگیرند. این قبیل افراد که دانشجو یا دارای تحصیلات ابتدایی در رشته حقوق هستند، معمولاً دستیاری یک نهاد یا شخص دارای اجازه وکالت را بر عهده می‌گیرند. *چرا در فارسی نبوده است؟* مقررات...
  • محل نزاع کجاست؟ بحثی درباره جرم بودن یا حرام بودن روزه‌خواری علنی برای همه مردم (جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 00:30)
    هفته گذشته در یک گروه مجازی که با 10-12 تن از رفقای دوره کارشناسی داریم، بحث شیرینی درباره جرم بودن روزه‌خواری در گرفت، به نتیجه مسجل نرسیدیم،‌ اما طی دو روز دیالوگ خوب، مفید و پر از استدلالی داشتیم. در انتهای این بحث، این متن را به عنوان تقریری نهایی از محل نزاع نوشتم. با اجازه دوستان در اینجا هم منتشر می‌کنم: از...
  • دو اشتباه بزرگ {از مجموعه اشتباهات} رضاخان (دوشنبه 1 تیر‌ماه سال 1394 23:53)
    1- هر چه از حکومت رضاشاه بیشتر می‌گذشت، اعتماد وی به کارگزاران طراز اول کاهش می‌یافت. این ضعف منابع انسانی در سطوح عالیه حکومت منجر به ضعف تصمیم‌گیری و اشتباه در تشخیص اولویت‎ها شد که انجامی جز افول محبوبیت دولت در میان عامه مردم و نهایتاً اشغال نظامی ایران نداشت. «بر تخت نشستن رضاشاه، امیدهای فراوانی برای اصلاح میان...
  • پنج فرمان پژوهشی؛ چگونه پایان‌نامه/مقاله/کتاب و امثال کذا بنویسیم؟ (سه‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1394 20:44)
    این روزها همه پژوهش می‌کنند؛ شما چه طور؟ فلذا من تصمیم گرفتم قبل از انتشار کتاب روش تحقیق خودم که در آن به تفصیل درباره میزان حاشیه مناسب نوشته از لبه کاغذ اظهار فضل کرده ام، شمه‌ای از تجربیات پژوهشی خود را به شما عرضه کنم. برای بهره‌رسانی بیشتر، نیازمند تمجید بیشتر هستم. 1- تکنیک رفرنس‌پراکنی در این تکنیک متن نوشته،...
  • قیصر بیا سرود یکصد و هفتاد و پنج لاله بگو... (جمعه 1 خرداد‌ماه سال 1394 18:58)
    چه بوی لاله از ام‌الرّصاص می‌آید دوباره گرگ به یاد لباس می‌آید اگرچه یوسف من بی‌هوا به چاه افتاد گمان مبر که در آن دخمه بی‌پناه افتاد تن فرات تو از چشم خاک اشک آورد به خیمه یکصد و هفتاد و پنج مشک آورد به غوص گوهر دریای لامکان رفتید به بی‌تعلق آن سوی این جهان رفتید بگو به زاغ! زمین تخم گل نخواهد کُشت که می‌فرازد از آن...
  • یک تامل اخلاقی (پنج‌شنبه 13 فروردین‌ماه سال 1394 16:10)
    *کلیدواژه‌ها* نشست؛ رابطه؛ صمیمانه؛ دوستانه؛ موقت؛ غیرموقت (نه لزوما موبد، غیرموقت یعنی غیر موقت) *پیش‌فرض‌ها* رابطه مقید به زمان نیست؛ تا کشش دارد هست؛ نشست اما بر تقید به زمان بنا شده است. این زمان‌مندی هر چند در ابتدا قید نمی‌شود، اما در ذهن خود این گونه فرض کرده‌ای که خوب‌ها موقتی اند یا موقتی‌ها خوب‌ اند. طرف...
  • از بانگ و رنگ (به‌خصوص رنگ) بکاهیم (شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1394 13:39)
    دوستی ، به صدا و سیما می‌گفت بنگاه بانگ و رنگ؛ به نظرم این کاملاً بی‌انصافی است که گمان کنیم باقی شبکه‌های تلویزیونی از این قاعده مستثنا هستند. تلویزیون، مشاطه‌ عروس بدخوست. چیزهایی به خورد شما می‌‌دهد که در واقع امر چندان هم خوردنی نیستند. پرسرعت شدن اینترنت، باعث شده آن هم به مجال رقابت بانگ و رنگ بیافتد و روزاروز...
  • و چه وبلاگ‌هایی داشتیم، کَل‌علی (چهارشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1393 13:32)
    خوابگرد ، از وبلاگ خود گفته؛ ایمایان را دعوت کرده به این بازی و ایمایان هم تمت را به بازی خوانده است. تمت، تا همین یک سال پیش وبلاگ نام و نشان‌دار من نبود. اولین پستش به زمستان 89 برمی‌گردد؛ دقیقاً 4 سال و چند روز پیش. آن زمان که شروع به نوشتن کردم، وبلاگ فعال دیگری داشتم: بی‌گاه‌ها. آن روزها گودر بود،بلاگ‌گردان‌ها در...
  • ایده‌ای درباره انتظار از تفسیر حقوقی (پنج‌شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1393 20:19)
    «انتظار از تفسیر» نیز می‌تواند بر نوع تفسیری که انجام می‌شود تأثیر بگذارد. نیک می‌دانیم که هر جا «متن» نقشی محوری داشته باشد، تفسیر نیز حائز اهمیت می‌شود. متن می‌تواند کلام الهی، روایت دینی، شعر، قانون یا چیزی از این قسم باشد. آیا در قبال همه این گونه‌های متفاوت می‌توان یک رویکرد تفسیری واحد اتخاذ کرد و در همه حال نیز...
  • قانون‌گذار [چندان هم] حکیم نیست (جمعه 17 بهمن‌ماه سال 1393 01:21)
    عموماً تفسیر قانون مبتنی بر این پیش‌فرض صورت می‌گیرد که قانون‌گذار حکیم است. فرض حکمت بدین معناست که قانون‌گذار عاقل بوده، وضع قانون توسط وی بر مبنایی عقلانی انجام شده و این گونه نیست که وضع قانون بدون غرض و غایت صورت گرفته باشد. نتیجه آن که مفسر نیز نباید به این حکمت بی‌اعتنایی کند. البته این نگاه با انتقاداتی...
  • فضیلت ابهام در قانون اساسی (دوشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1393 17:00)
    یکی از دلایل رجوع به تفسیر اساسی، زمان‌بر، هزینه‌بر و تشریفاتی بودن فرآیند بازنگری در قانون اساسی است. در بسیاری از مواقع توقع از دستگاه مفسر قانون اساسی حل معضلی فوریت‌دار در مناسبات سیاسی است که منشا آن ابهام یا اجمال قانون اساسی نیست، بلکه به سکوت غیر التفات‌آمیز قانون اساسی بازمی‌گردد. در چنین وضعیتی نباید گمان...
  • تکلیف دانشجوهای متقلب برای حل معمای زندانی (شنبه 13 دی‌ماه سال 1393 12:43)
    در یکی از امتحانات ظاهراً وضع مراقبت تعریفی نداشته و حالا برگه‌های جواب نزدیک 10-12 دانشجو، دو تا دو تا کپی از هم است. اگر قبلاً اینجا را خوانده اید، می‌دانید از این قسم کارهای دانشجوها چه اندازه ناراحت می‎شوم. در فکر بودم که چه کنم. به این نتیجه رسیدم که بلای معمای زندانی را بر سر دانشجوها بیاورم. کسانی که تقلبشان...
  • شلختگی (نسخه بدون فضولی) (جمعه 5 دی‌ماه سال 1393 11:36)
    1- هیچ چیز به اندازه شلختگی برای نوشتن به من کمک نمی‎‎‎‏کند. وقتی برای انجام دادن کار تعلل می‎‎کنم، برمی‎خیزم، از پیرامون «شلوغی‎زدایی» می‎کنم و آرامش محیط بهترین انگیزه نوشتن است. مبادا گمان کنید بانی این شلوغی‎ها -کتاب‎های آواره و کاغذهای رهاشده و لباس‎های از آویزافتاده- خودم نیستم. 2- شلختگی، زهر و پادزهر من است:...
  • چرا روایت حقوق باید پسینی باشد؟ (سه‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1393 21:48)
    این بسیار کلیدی است که بدانیم از علم حقوق چه انتظاری داریم؟ آیا این علم نمونه امروزین توانایی سوفیست‌های یونانی است: تحفه‎ای که در انحصار گروه معدودی محرم اسرار است تا صاحبش را از نزاع قضایی سرفراز بیرون آورد؟ در این انتظار، طبیعی است که هر نویسنده‌ای در پی تحمیل رای و نظر خود به قانون می‌رود. هر کسی در مقام وکیل...
  • چشم‌اندازی به مفهوم حقوق اساسی (پنج‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1393 22:18)
    دیشب اتفاقی چشمم به پاره‌نوشته‌ای متعلق به سال گذشته خورد. وقت نوشتنش، فقط به قلمی کردنش فکر می‌کردم. در لحنش دست نبردم، ویرایش هم نکردم. فعلا وقت ویرایشش نیست. البته حذفیاتی نیز داشته که برای انتشار عمومی متن لازم است. این پاره‌نوشته‌ها قرار است روزی به شرط حیات و توان، در کنار هم جمع شوند؛ حالا تا آن روز، اینجا با...
  • یک حرکت انقلابی در دو مرحله (سه‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1393 16:07)
    طی هفته گذشته، در دو مرحله قندشکن‌های موجود در سیستم را پاک کردم. الان دیگر هیچ راه ارتباطی با شبکه‌های اجتماعی ندارم. به نظرم وقت زیادی را اشغال می‌کرد. نمی‌گویم مفید نبود، در قیاس با وقتی که می‌گرفت مفید نبود. الان نزدیک 5 سال است که روزانه حدود 100 خبر می‌خوانم، گمانم باید به این فکر کنم که وقتی این یکی را هم برای...
  • یک توضیح دیرهنگام؛ دولت مقید به قانون اساسی (مشروطه) چگونه ساخته می‌شود؟ (شنبه 1 آذر‌ماه سال 1393 12:43)
    آن‌چه در پی می‌آید، بخشی از پاسخم به یکی از سوالات امتحانی ترم گذشته درس نظریه‌های دولت است. این حرف‌ها را باید دست کم یک سال پیش مکتوب می‌کردم، وقتی که بعضی اظهار نظرها برای دوستان قدیم سوتفاهم‌زا و حمل بر فشارهای زندگی! شد تا رسیدن به نظری تازه پیرامون مفهوم دولت. درباره چگونگی تحول دولت مطلقه به دولت مشروطه است....
  • معلم کجای تاریخ است؟ (پنج‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1393 12:17)
    دیروز نزدیک 45 دقیقه داشتم سر دانشجوهایم داد می‌زدم. روضه می‌خواندم. بعد هم که شروع به تدریس کردم آن قدر عصبی شده بودم که نمی‌توانستم روی موضوع درس تمرکز کنم. استراحت دادم که حالم جا بیاید. لازم بود چیزهای مختلف را به آن‌ها یادآوری کنم. مثلاً در پرده به آن‌ها بگویم که دانشگاه آن بازاری نیست که ددی‌هایتان در آن همه چیز...
  • در حضیض مرگ (دوشنبه 5 آبان‌ماه سال 1393 23:42)
    وقت‌هایی که ذوق‌زده‌ام یک‌ریز حرف می‌زنم. سر همین بود که پشت تلفن به فرشاد شروع کردم از تجربه آخرین فاز زندگی گفتم: «نمی‌فهمم روزها چه طور می‌گذرد. اگر بگویی کی آخرین تماس را داشتیم، کی آخرین پیامک را رد و بدل کردیم، کی آخرین بار هم را دیدیم، می‌گویم همین دیروز بود. دیگر نمی‌فهمم زمان چگونه می‌گذرد. فقط می‌فهمم سرعتش...
  • با کسی از ترس‌هایت نگو (پنج‌شنبه 1 آبان‌ماه سال 1393 11:07)
    آلبر کامو در جایی (شاید سخنرانی جایزه نوبل) گفته بود بی‌معناترین (و نکبت‌بارترین؟) مرگ، مرگ در سانحه رانندگی است. از قضای آمده، چندی بعد خودش در تصادف رانندگی جان به جان‌بخش پس می‌دهد. دو-سه سال پیش خبری می‌خواندم که از قوت گرفتن فرضیه عمدی بودن مرگ کامو می‌گفت. ماموران کا‌.گ.ب که قصد از میان برداشتن او را داشتند، این...
  • رضیه-4 (شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1393 22:24)
    پیرهن پاره کن و بی‌ سر و دستار برقص پاپتی باش و سر از خود سر بازار برقص تاب از من ببر و در نوک پایت انداز پر بده دامن چین‌دار و چو پرگار برقص
  • این میز و صندلی است که پژوهشگر می‌سازد (شنبه 8 شهریور‌ماه سال 1393 17:32)
    هر چه قدر دارم فکر می‌کنم علت اصلی این که پشت لپ‌تاپ، پای میز تحریر و نشسته روی زمین، چه کم از محمد 3 سال پیش دارم که محققانه در کتابخانه ملی پای پایان‌نامه‌اش می‌نشست، به نتیجه‌ای نمی‌رسم جز میز و صندلی‌های خوب آن‌جا. و گرنه مدیونید اگر فکر کنید نسبت به سه سال پیش تنبل‌تر، کم‌انگیزه‌تر، بی‌سوادتر و از این قسم حرف‌ها...
  • طولانی ننویس! (پنج‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1393 07:42)
    داشتم خودم را آماده می‌کردم برای یک نطق طولانی که شبکه‌های اجتماعی روزاروز تهی‌تر از محتوا می‌شود و فصل دوباره وبلاگ‌ها دارد می‌رسد. نشان به آن نشان که نوشته‌های معمولی تمت هم 30-40 بازدیدکننده پیدا می‌کند اگر خوب دیده شوند. هفته پیش نشستم و یک نوشته طولانی قلمی کردم که به خیال خود بترکانم. خب صد و خرده‌ای بیننده...
  • دادگاه لاهه کدام است؟ (پنج‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1393 15:59)
    خبر اول: پرونده عمر البشیر در دادگاه لاهه بررسی می‌شود. خبر دوم: رای دادگاه لاهه درباره پرونده کرسنت هنوز صادر نشده است. خبر سوم: دادگاه لاهه درباره ملی شدن نفت به نفع ایران رای داد. در این سه خبر از پدیده‌ای به نام دادگاه لاهه می‌شنویم. دادگاهی که این سه خبر از آن صحبت می‌کنند، سه نهاد مختلف با صلاحیت‌های متفاوت اند....
  • آدم‌ها چه طوری اشتباهی می‌شوند؟ (دوشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1393 08:52)
    یک جایی در روزگار قریب (کیانوش عیاری) هست که حکیم رحمت‌الله، طبیب حاذق روستای گرکان می‌میرد. زنی که بچه‌اش خون‌دماغ شده سراغ لطفعلی، خادم ناقص‌العقل حکیم (حسین پناهی) می‌رود. هرچه لطفعلی اصرار می‌کند از طبابت چیزی نمی‌داند و در دستگاه حکیم نوکری بیش نبوده، زن نمی‌پذیرد. آخرالامر لطفعلی می‌گوید چاره‌اش کشک است، برو و...
  • یک جای کار می‌لنگد (شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1393 01:41)
    دانشجوی دکتری روزانه در تعهد وزارت علوم است. یعنی روز اول فرمی را امضا کردم که هر وقت وزارت علوم امر کرد در هر نقطه‌ای از ایران مشغول تدریس شوم. من؟ شیفته تدریس، چه بهتر از این! خب البته خبری از تدریس نبود، یعنی می‌خواستند بگویند در رابطه‌مان با تو که دانشجوی دکتری‌مان باشی همین قدر جدیت و تعهد وجود دارد. برای...
  • آحاد ملت یک یک شرمنده تو* (پنج‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1393 12:39)
    فکر نمی‌کردم روزی نسبت به موسیقی این قدر کم‌تفاوت شوم. البته هنوز مانده تا بی‌تفاوتی کامل. دیگر شوری در رگ‌هایم نمی‌ریزد. و دانشگاه، که در دوره ارشد برای هر تحقیق کلاسی، ولو با بی‌اهمیت‌ترین موضوع به اندازه یک مقاله زمان می‌گذاشتم، حالا؟ اصلا رغبت ندارم. از میل شدید به دکتری خواندن فقط مزایایش مانده. و سفر؟ که چه...
  • رضیه-3 (یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1392 18:55)
    گاهی وقت‌ها چیزی چنگ می‌اندازد به دلت. حرف بالا نمی‌آید. حوصله هیچ چیز و هیچ کسی را نداری. می‌خواهی تمام شود. چه؟ نمی‌دانی. این وقت‌ها حرف زدن نیست که آرامم می‌کند. دلم فقط فشردن دست و شانه‌هایت را می‌خواهد. همین.
  • یک نکته درباره ازدواج با فرزندخوانده (پنج‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1392 11:32)
    این روزها بحث درباره امکان ازدواج با فرزندخوانده بالا گرفته است. در افواه می‌گویند قانون به این ازدواج اجازه داده است. اما صورت صحیح‌تر آن است که در طرح راجع به فرزندخواندگی، این ازدواج ممنوع نشده است. مشکل از کجا می‌خیزد؟ عموم فقها معتقدند صرف پذیرش دختری به فرزندخواندگی بین او و پدر ایجاد محرمیت نمی‌کند. این یکی از...
( تعداد کل: 82 )
<<    1       2       3    >>